درباره دماب
دَماب:
دماب نام یکی ازدهکده های باستانی ایران است، که در میان دشتی گسترده و فراخ، در میان رشته کوههای زاگرس میانی، و در 115 کیلومتری کرانه باختری شهر اسپاهان ونزدیک 100 کیلومتری نجف آباد، و 60 کیلومتری گلپایگان و 40 كیلومتری شهر خوانسار قرار گرفته ،و از دیدگاه جغرافیایی، روستایی است از بخش مهردشت ،شهرستان نجف آباد، بخش مهردشت ، ودرپهنای جغرافیایی ۳۳درجه و ۷ دقیقه، و درازای ۵۰ درجه و۴۳ دقیقه ،و بلندی ۲۱۴۰ متری از سطح دریا قرار دارد. شمارگان 10 کتاب بزرگ فرهنگ جغرافیایی ایران و نیز لغت نامه مشهوردهخدا در باره این روستا آورده اند :دَماب(Damāb) ،دهی است از دهستان دهق، بخش نجف آباد، شهرستان اصفهان ، سکنه آن 855 تن . آب آن از قنات و راه آن اتومبيل رو است . (فرهنگ جغرافيايی ايران ج 10).
آب وهوا ی این دهکده باستانی ، معتدل نسبتا سرد و خشک، و کشاورزی آن اندک.که آن هم رو به نابودی است و بیشتر مردم آن، به ویژه جوانها، به شهر ها از جمله اسپاهان و تهران و شهرهای دیگر، و حتی به کشورهای بیگانه کوج و مهاجرت نموده اند.
این روستای کهن از آن روی بسیاربا ارزش و پربها است که در بلوک مهردشت وحتی در شعاعی بسیار دور پیرامون آن ،شهر یاشهرک،یا روستایی دارای آثار وبناهایی بدین "گونه باستانی و کهن" که در دماب هست، وجود ندارد.
نامهای کهن در بلوک ، هم چون خونداب،دَهَق، اَشَن، خود گویای باستانی بودنروستاهای منطقه است، و نام آنها اززبان کهن پهلوی گرفته شده ،و بی شک دیرینه این روستا ها به گذشته های بسیار کهن می رسد،اما نشانه و بنایی باستانی در آن ها بر جای نمانده است، چیزی از گذشته وپیشینه آنان نمانده،تا آنرا نشان هویت خود و گذشتگان خود نشان دهند، آنان چیزی از پدران خود وتاریخ ایشان آگاهی ندارند. همه نشانه های گذشته و دیرینه آنان از میان رفته.چیزی که گذشته آنان رانمایان کند دیده نمی شود، نه آنکه نداشته اند، بلکه همه نشانه های گذشته و پیشینه آنان ویران گشته ،و نابود شده است.شاید به سبب اینکه ساختمان هاو بنا های گلی، در گذشت زمان، با بارش برف و باران، و شسته شدن گِلها به دست باران، یاگاهی فرو افتادن آن به دست سیل وتوفان،و گاهی هم زمین لرزه، و نیزگاهی هم دست ویران گر آدمی و . . . هرچه بوده ،اکنون در آنجا نشان وبنایی که گویای دیرینه کهن آنها باشد، وگذشته های دورآنها را باز گوید،وجود ندارد،بلایی که بر سر بیشتر شهر ها و روستاهای سرزمین اهورایی ایران آمده. اما بر خلاف همه آنها ،روستای دَماب که هم نام آن بیانگردیرینه آن است (از نام هایی نیست که جزیی از عربی +آباد باشد)،و هم بناهای باستانی برجای مانده در آن بیانگر پیشینه و گذشته های بسیار دور آن است.گذشته ای بسیار دراز، در فراخنای تاریخ کهن، که بناهای بر جای مانده از گذر گزندروزگار، آنرا برا ی ما بیان می کنند.جای بسی خوشی است که این روستا از جای های ویژه ای در میهن است ، که با بناهای موجود در آن، شناسنامه اش به گذشه های دور می رسد، گذشته ای بسیار دور، گذشته ای که پیشینه آن را به ایرانیان آریایی می رساند و نیای مردم آنرا به بیش از 14 سده بیان می کند.مردم دَماب نیاگان خود را می شناسند و بدان می بالند.وبناهای بر جای مانده از گذشته های کهن که شناسنامه دماب اند و چون کوه ستبر بر جای مانده و از گزندها و آسیب های روزگاران نهراسیده اند،آنرا بیان می کنند.در این راستا و برای بیان آن ،باید گفت جاده ابریشم که از چین آغاز و به دریای مدیترانه و از آنجا به باخترمی رفت، هنگاهی که به ایران می رسید در (ری) دو شاخه می گردید.شاخه ای به جنوب ایران که از شهرهایی اسپاهان و شیراز گذشته، و به دریای پارس (خلیج پارس) می رسید. و آنگاه در اسپاهان دو شاخه می گردید، که یکی ازشاخه های آن به سوی شهر های همدان، و نهاوند و کرمانشاه و پس از آن به سوی عراق می رفت و به جاده اصلی می پیوست.در این رهگذر، خاور اسپاهان نیز یک راه بود که مناسب ترین و امن ترین گزینه برای گذر کاروانیان بود. زیرا بارش برفهای سنگین و فراوان ،و سرماهای سرسخت و کشنده در زمستانهای بلوک فریدن ،و کوهستانی بودن آن ناحیه، و نیز وجود راهزنان در آنجا، رفت و آمد کاروانها را دشخوار و گاهی ناممکن می نمود، پس کاروانیان راه چاله سیاه، هسنیجه ، دماب ، در ، تیکن گلپایگان ،و آنگاه همدان و نهاوند به سوی باختر ایران بر گزیده واز این راه به باختر می رفتند. وجود کاروانسراهای بر جای مانده از روزگار صفوی در این روستاها ،گواه این گفته است. وبا نگرش به سالم بودن این بنا ها در دماب شاید بتوان گفت که در این راه دراز ، مهمترین آثار و بناهای کهن و باستانی بر جای مانده از روزگار کهن، در روستای دماب بر جا مانده است. هم از دیدگاه دیرینه شناسی و هم از دیدگاه سالم بودن بنا، رتبه نخست با این روستا است. زیرا دیرینه دژ بسیار کهن قلعه سنگ در دماب که به باور دیرینه شناسان و باستان شناسان از بناهای روزگار پیش از اسلام است، دیرینه این روستا را به پیش از 1400 سال می رساند، و بی شک چنین بنایی با چنان دیرینه ای در کمتر جایی،حتی شهر بسیار کهن اسپاهان وجود دارد، سپاهان شهری با آن دیرینه کهن و بناهای بی شمار ، تنها پل شهرستان، و بخشی از مسجد جامع آن ،به پیش از اسلام گمانه زنی شده، اما در روستای دماب قلعه با شکوهی بیش از 14 سده دیرینه، خودنمایی می کند. قلعه سنگ که پیوسته به یکی از مزرعه های روستای دماب نامزد به مزرعه قلعه سنگ است، دارای 12 برج استوانه ای بوده که اکنون 8 برج آن بر جای مانده، ودیوار ها و برج ها از سنگ ساخته شده است.همچنین بنای شکوهمند کاروانسرای جلوگیر در دماب که از بناهای روزگار صفوی است، بیش از چهار سده است که سرفراز و با شکوه بر پای استاده و نسبت به کاروانسراهای موجود در کشور، نیکوتر به جای مانده است و مصالح آن آجر،وسنگ و اندکی کاشی می باشد. این بنا سده 11 خورشیدی در محدوده دماب است و چاه نزدیک آن همیشه جایگاه سیراب نمودن گوسپندان چوپانان دماب بوده که، به شماره 9047 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.
گمان می رود گذر جاده ابریشم از کنار روستای دماب سبب وجود این بناها و دیرینه روستای دماب باشد. زیرا جاده ابریشم برای فرمانروایان با ارزش بوده، پس در زیرساختهای آن و بازسازی خرابی ها ونگهبانی از آن کوشا بوده ، و برهمین اندیشه است که ، قلعه سنگ دژی دیده بانی، و پاسگاهی نظامی، برای آمادگی در برخورد آنی با دشمنان و راهزنان بوده، از روزگار ساسانیان برای نگهبانی از همین جاده بناشده بوده ، و کاروانسرای جلوگیر نیزکه جایگاه وسرای میان راه، و برای آساییدن کاروانیان و آماده نمودن توشه میان راه بوده است ،و دیرینه آن هم به چهار سده می رسد، برای آسودگی کاروانیان ساخته شده بوده است.اما بناها و آثار باستانی این روستای کهن بدین دو بنای شکوهمند پایان نمی یابد،بلکه قلعه های دماب از دیگر بناهای باستانی این روستا است. قلعه هایی چون " قلعه نو "، که یکی از چند قلعه بر جای مانده در دماب و از بزرگترین و سالم ترین آنها است ،و در شعاع بسیار بزرگ مانند آن یافت نمی شود، ودیرینه آن به نخستین سالهای سده 12 خورشیدی می رسد. این بنای ساخته شده از گل وخشت خام،دارای 5 برج مدور مخروطی شکل است ،که در میان روستا، و برای حفاظت مردم دربرابر هجوم مهاجمین و راهزنان بنا شده، و اکنون بسیار با شکوه وسرفراز،خود نمایی میکند.
افزون بر آن قلعه دیگری که به قلعه پایینی نامزد است از دیگر بناهای باستانی این دهکده است ، و بنای آن با دیرینه ای کهن تر از قلعه نو در فهرست آثار باستانیمیراث فرهنگی کشور به ثبت رسیده، این قلعه کهن تر از قلعه نو است که در میان روستا بنا گردیده ودرون آن از خانه های اعیانی زیبایی است که یکی از آنها در دوطبقه وطبقه بالایی اتاق کدخدایی بوده است.
قلعه کوچه قلعه ، از کهن ترین قلعه های دماب است که تنها بقایای دو برج آن برجای مانده است،و نیز قلعه دِرِوش بَگ، که آن نیزاز دیرینه ای بسیار کهن برخوردار است و جز دو برج ودیواری چیزی از آن بر جای نمانده است. این دو قلعه نیز در میان روستابوده ودرون آنها خانه های مسکونی مردم آبادی بوده که هم اکنون نیز چنین است
قلعه چارگنه، که در مزرعه چارگنه،و در پیرامون روستا است ،و تنهایکی از برج های آن بر جای مانده، ونیز بقایای اندک قلعه میرزاخوند، که چهار برج داشته است،از دیگر قلعه های مزرعه های دماب هستند. اما " قلعه اکبرآباد " در مزرعه اکبرآباد،یکی از سالم ترین قلعه های مزرعه های دماب است که دارای 4 برج و دیوار های سالم است و درون آن عمارتی وجود دارد . به جز قلعه ها ،این روستا دارای دو مسجد باستانی و کهن است که یکی از آن ها بنای مسجد (حسینیه) دماب است ،و از بناهای روزگار قاجار به شمار می رود،وکتیبه ای در آن به خط نستعلیق تاریخ بنای آن را 1266 نگاشته است. ودیگری مسجد پایینی دماب، است که از دیرینه ای بیشتر برخوردار است و در نزدیکی هم قرار دارند.
در این دهکده باستانی افزون بر6 قلعه و2 مسجد باستانی، عمارتی زیبا وکهن وجود دارد که از بناهایی است که دیرینه آن به 150 سال پیش می رسد ، وبه عمارت مشهور است.
همچنین آثارو اشیایی در روستا کشف شده که یکی از آنها پی سوزی است که تاریخ 1112 ونام سازنده بر آن نگاشته شده است .این پی سوز و اشیای دیگر در خانه فرهنگ آبادی نگهداری می شود . گزارش کاملتر آن در بخش بناهای باستانی،به همراه عکس و تصویرآمده است.
